امروز ویانا جان چهلمین روز زندگیشو سپری کردم دختر قشنگم ۴۰ روزگیت مبارک وقتی عکساتو نگاه میکنم میفهمم چقدر بزرگ شدی لپات چاقالو تر شده و کم کم اون چهره ی نوزادیت داره از یادم میره و به جاش یه ویانای شیرخوار میاد دخترکم خیلی دوسن دارم وقتی از خواب پا میشی و برا شیر گریه میکنی دوس دارم فقط نگات کنم چون خیلی معصوم میشی اما طاقت نمیارمو زودی بغلت میکنم و دوس دارم فشارت بدم به خودم اما نمیتونم چون هنوز خیلی گوچیکی
دیگه وقتی باهات حرف میزنیم واقعا خودت ویخندی نه بی اراده امروز به پلو برگشته بودی و این اولین پیشرفتو بهت تبریک میگم