تبليغاتX
ویانا کوشمولوی مامان و بابا - عروسک قشنگم
 سلام  چقدر دلم برا اینجا تنگ شده بود

اصلا وقت نمیکنم بیام بنویسم  سرم خیلی شلوغه درگیر خرید و سیسمونی نینی نازم بودم مثل فضولا دنبال مامان راه افتادم و هر چی میخواست بخره نظر میدادم خیلی شرمنده شون شدم دستشون درد نکنه خیلی زحمت کشیدن

نینی ناز من عروسک قشنگم خیلی منتظر اومدنتم دوس دارم ببینم چه شکلی هستی شبیه کی هستی قدت وزنت  از خدا یه عروسک سالم و خوشبخت و خوش روزی میخوام ولی مامانی خیلی شلوغیا این هفته های اخرم تا شکممو سوراخ نکنی دست بر دار نیستی برا خودت میگم اگه یه جا بشینی خودت چاق و تپل میشی من که از خدامه هی مامانی و لگد بارون کنی

چند سال بود دوس داشتم اگه دختر دار بشم اسمشو ویانا بزارم باباییم که دوست داره منتظر فرشته شه که از بهشت بیاد

دکتر ۱ خرداد وقت داده اما از اونجایی که هفته ۳۸ جنین کامل میشه میخوام با اجازه دکتر  زودتر بیارمت پیشم که میشه ۱۵ اردیبهشت این روزا خیلی استرس دارم از خوابیدنم میترسم که نکنه بد تکون بخورم و بند ناف برات مشکلی ایجاد کنه  راه رفتنمم مشکل شده و درد زیاد دارم این طور که همه میگن عجله تو برا اومدن بیشتره با اینکه وزن زیاد اضافه نکردم اما خیلی سنگین شدم

+ تاريخ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:47 نويسنده مامان نینا و ویانا |