لثه هاش سفید شدن و جا دندوناش پیداس همه چی رو سمت دهنش میبره و دائم دستشو میخوره اب دهنش مثل چشمه راه افتاده خیلی دلم براش میسوزه کوشمولوی نازم داره زجر میکشه مامانی ایشالله هر چی زودتر این مرواریدای نازت پیدا بشن و راحت بشی و یه دل سیر با ارامش شیر بخوری
کامی جون یه کم ایراد پیدا کرده به محض درست شدن عکسای دخی جونو میزارم
امروز ویانای من چهارمین ماه زندگیشو تمام کرد تو این مدت کارای زیادی یاد گرفتی و انجام میدی مهمترینش بردن دل از همه ما ما گفتن وقتی که گرسنته بازی کردن با دستات خودتو بغل همه انداختن با صدا خندیدن گرفتن نازی(عروسکت) و بازی کردن باهاش
وزنت تو پنج ماهگی ۶۴۰۰ و قدت ۶۳ کوشمولوی کوپول من