تبليغاتX
ویانا کوشمولوی مامان و بابا
چه زود ۲۳ سال گذشت

امروز تولدمه اما احساسم مثل سالهای قبل نیست شاید به خاطر دخی جونمه که یه ذره خود به خود سنگین تر شدم و اغازی را به پایان بردم و اغازی دگر اغاز کردم

+ تاريخ شنبه بیستم تیر 1388ساعت 1:6 نويسنده مامان نینا و ویانا |
دختر  من امروز ۷۰ روزه شد نمیدونم چه حکمتی داره که دخی جون تو روزای روند مثل ۴۰ یا ۵۰ یه چیز تازه یاد میگیره

کوشمولوی ناز مامان خیلی دوست دارم و خدا رو شاکرم برای بخشیدنت به من

مامانا به یه راهنمایی نیاز دارم دخی من خیلی شیر میخوره تقریبا هر نیم ساعت یک بار اصلا هیج حا نمیتونم برم حمام رفتن هم برام سخت شده پستونک و شیشه هم نمیگیره چی کار کنم؟

+ تاريخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 2:10 نويسنده مامان نینا و ویانا |
امروز دخی جان ۲ ماهگی رو پشت سر گذاشت ارمغان این تحول ۳ تا واکسن بود که از صبح کوشمولوی منو اذیت کرده و دختر صبورم که اصلا گریه نمی کرد و به گریه انداحته

۲ ماهگیت مبارک دخترم

+ تاريخ یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:21 نويسنده مامان نینا و ویانا |

پاهای کوشمولوی من

تازه از حموم اومده

 

+ تاريخ دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 15:52 نويسنده مامان نینا و ویانا |