تبليغاتX
ویانا کوشمولوی مامان و بابا
سلام چقدر طولانی شد این پستم از بس که سرم گرم زندگیم بود و رو به راه کردنش  خدا رو شکر الان احساس خوشبختی میکنم و دلم میخواد  کامل ترش کنم  با کمک خدای خوبم

دلم برا همه تنگ شده بود  اخه تو خونه خودم کامی نداشتم خونه مامانم اینام نمیتونستم زیاد بیام اما محمدم قول داده تا اخر این ماه برام حتما یه سیستم ردیف کنه دلم انقده برا این دنیام تنگ شده بود که نگو  تو وبلاگا که میگشتم بیشترین خبری که خوشحالم کرد نینی کوچولوی جوراب صورتی شیلا جونم بود که تبریک میگم

 

+ تاريخ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:44 نويسنده مامان نینا و ویانا |