میدونم چه قدر دیر کردم نمیدونین که دلم چقدر برا همه تنگ شده بود ولی به دلایلی به کامپیوتر دسترسی نداشتم البته داشتم یه لپ تاب میخریدم که این صابخونه مث اجل معلق از راه رسید و گفت خونه رو تخلیه کنین اخه بابا پدرت خوب مادرت خوب هنوز ۲ ماه وقت داریم ...حالا قراره همه همسایه ها جمع بشن و بهش بگن که لا اقل تا اخر فروردین وقت بده اخه تو این سرما من چطوری اسباب کشی کنم واییی اگه بدونین خونه ها چقدر گرون شده خوش به حال صابخونه ها واسه ما هم دعا کنن...
وبدین ترتیب فعلا قضیه گامی جون من کنسل شده تا رضایت صابخونه به دست بیاد