یلداتون مبارک..![]()
چند وقت پیش یکی از دوستام میخواست بیاد خونمون
اما من نمیخواستم چون با شوهرش جور در نمیاییم خواستم دست به سرش کنم تلفن زد جواب ندادم ۱۰ بعد دیدم اومدن و پشت درن در و وا کردم تو فاصله ای خانمش با اسانسور بیاد بالا پشت ایفن میگه تلفنت خیلی اشغال بود
میگم اره با مامانم حرف میزدم
میگه نه مامان که انقدر طولانی نمیشه مواظب باشا
به زنش میگم که چرا علی اینجوری گفت به من میگه فکر کردی به من نمیگه اون روز زنگ زده دیده موبایلم اشغاله ۲ روز گوشیمو گرفته
اخه مر حسابی اگه شک داری یا خودت ببر و بیار یا یه خط درست و حسابی بخر تا دست و حسابی انتن بده والا این ایرانسلا جفت ادمم انتن نمیدن
به محمد میگم میگه کسی که از خودش مطمئن نباشه به همه شک میکنه راست میگه ها بالاخره مرده یه چیزی میدونه
یا اون تو کوه در گوشم میگه زیاد خم نشو باسنت میاد بیرون اخه تو چشت اونجا چی کار میکنه مرد حسابی![]()
شیطونه میگه بگیری خفش کنی تا نسلش ببره
ولی تو دلم میم بشین بینیم با حال نداری فدا شوهر خودم بشم
رک حرفشو میزنه میگه اگه من یه روز تو خیابون به ناموس کسی نگاه نکنم کسی هم با ناموس من کاری نداره
پس دو تا نتیجه میگیریم که ۱ کافر همه را به کیش خود پندارد و کرم از تنه درخته
ساعت ۱۱ صبح شوشو از خواب بیدارم کرد
تا دیدم هوا ابریه مث فنر از جام پریدمو گفتم بریم شاهگلی اون گفت نه عینالی و .... دعوا خلاصه پاشدیم و یه زنگ زدیم
به فهیمه دوستم که شما هم بیایین بریم بیرون فهیمه گفت شاهگلی شوهرش گفت عینالی یه رای کم داشتیم اخرش راضی شدیم بریم کوه اگه هوا بد بود بریم شاهگلی وایی خواهر از دست این شوهرا به یه چیزی گیر میدن ول کن نیستن چشمتون روز بد نبینه تا هوای کوهو دیدم زودی پریدمو از ماشین بیرونو شاهگلی یادم رفت ... انقده مه بود که نگو عکساشو میزارم اخه میدونین چیه
عکساش فقط از خودمه خجالت میکشم بزارم
پس نوشت: ارام جونم عینالی یه کوه البته انقدر رفت و امد توش زیاد بوده که الان تبدیل به یه پارک شده ولی خوب اثار کوه داره
وا ارام جون تو شاهگلی و نمشناسی مردم گینه گینه بی صاحب م میشناسن اشکال نداره عزیزم شاه گلی یه پارک بزرگه که از دوره قره قویونلو ها مونده
دوستایی با معرفتی دارم من اینجا رو ویبره افتادم من اون وقت
نمیگین نینا مردی زنده ایییییی
البته تلفات کم بود فقط جامدادی خواهرم از رو میز افتاده بود و خونه ما هم قاب عکسامون کج شده بود ولی عجب هیجانی داشت یه شب بیرون خوابیدیم شب بعدشم برف اومد و با ترس و لرز تو خونه خوابیدیم اما چهار تا نبود بیشتر اومد واسه اینکه مردم نترسن ۴ تا گفتن ولی هنوزم میترسیم
ای بزرگ موندنی ... ای طلایه دار روز
سایه گستر رو تنت از گذشته تا هنوز
ای صدات صدای نور تو شب بوسیدنی
ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی
واسه این شرقی تن داده به باد
تو غباری حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی
اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست
تپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاست
تو رو فریاد میزنم ای که معجزه گری
ای که این شب زده رو به سپیده میبری
واسه این شرقی تن داده به باد تو غبارایی حس وطنی...
تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی ...
ای تو یاور بزرگ همه قلبای شکسته
ای تو مرحم عزیزه هر چی دست پینه بسته
رو کدوم قله نشستی تو که دنیا زیر پاته
واسه دستای خالی لرزش پاکه صداته
توی قرن دود و آهن تو رسول گل و نوری
تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروبی
تو مفسر محبت
تو طلایه دار صبحی
فاتح تاریخی من
تو خوده سردار صبحی
اسم تو اسم شب من
به شکوه اسم اول
متبرک و عزیزی
مثه سجده گاه آدم